الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

285

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

و گفتند : چه زشتى تو و چه زشت است آن امان كه آورده‌اى آيا سرور و برادر خويش را رها كنيم به زينهار تو درآييم ؟ ! و او با هر سه برادرش در آن روز كشته شدند . ( 1 ) و صدوق روايت كرده است در امالى از على بن الحسين عليهما السّلام در ضمن حديثى كه فرمود : خداى رحمت كند عباس را برادر خويش را برگزيد و كفايت فرانمود و جان خويش را فداى برادر كرد تا هر دو دست او جدا گشت و خداوند به جاى دستها دو بال وى را عطا فرمود كه با فرشتگان در بهشت پرواز كند چنان كه جعفر بن ابى طالب را و عبّاس را منزلتى است نزد خداى تعالى روز قيامت كه شهدا دريغ آن خورند . ابو الفرج گفت : عباس بن على بن ابى طالب عليه السّلام كنيت او ابو الفضل بود و مادرش امّ البنين و او بزرگتر فرزند ام البنين بود و پس از برادران ابوينى خويش شهيد شد چون عباس فرزند داشت و آنها نداشتند آنها را پيش فرستاد تا كشته شدند وارث آنان به دو رسيد آنگاه خود كشته شد پس وارث همهء آنها عبيد الله بن عباس گشت و عمر بن على با او در ارث برادران خصومت كرد و به چيزى صلح كردند [ 1 ] . ( 2 ) و جرمى بن ابى العلا گفت : از زبير شنيدم از عمّش حكايت مىكرد كه : فرزندان عباس او را سقّا مىناميدند و به ابو قربه مكنّى كرده بودند اما من ، ( يعنى جرمى بن ابى العلا ) گويم كه : از فرزندان عبّاس نديدم كسى كه وى را بدين لقب و كنيت خواند و نه از گذشتگان اولاد وى شنيدم كسى نقل كند همين زبير از عمّش حكايت كرده است . مترجم گويد : جرمى بن ابى العلا نامش احمد بن محمد بن اسحاق ابو عبد اللّه است و ابن نديم وى را در نحوييّن نام برده است و زبير مذكور ، زبير بن بكّار نسّابه و مورّخ معروف است قاضى مكه متوفّى 256 به سنّ 84 و عمّ او مصعب بن عبد اللّه نام داشت ، ابو الفرج گفت : و دربارهء عباس شاعر گفت : احقّ النّاس ان يبكى عليه * فتى ابكى الحسين بكربلاء اخوه و ابن والده علىّ * ابو الفضل المضرّح بالدّماء و من واساه لا يثنيه شىء * و جادله على عطش بماء و كميت دربارهء او گويد :

--> [ 1 ] مترجم گويد : اگر كسى فرزند نداشته باشد ميراث او به برادر ابوينى مىرسد و برادر ابى محروم است مگر ابوينى موجود نباشد . ابو الفرج و هر كس ديگر كه گفت : عباس براى ارث بردن فرزندان خود از برادرانش آنها را پيش فرستاد از گمان خود گفت و از راز دل او آگاه نبود .